
یاد سهراب بخیر!
آن سپهری که تا لحظه ی خاموشی گفت:
تو مرا یاد کنی یا نکنی
باورت گر بشود، گر نشود
حرفی نیست؛
اما...
نفسم می گیرد در هوایی که نفس های تو نیست!
پ.ن: حسین جان، روحت همواره شاد...
از خدای مهربان، برای خانواده ات صبر می طلبیم...
به من راه را نشان دهید، ای ردپاهای بی نشان...

یاد سهراب بخیر!
آن سپهری که تا لحظه ی خاموشی گفت:
تو مرا یاد کنی یا نکنی
باورت گر بشود، گر نشود
حرفی نیست؛
اما...
نفسم می گیرد در هوایی که نفس های تو نیست!
پ.ن: حسین جان، روحت همواره شاد...
از خدای مهربان، برای خانواده ات صبر می طلبیم...

من برای همیشه بر این سواحل گام خواهم زد، در میان ماسه و کف.
مد بلند دریا ردپای مرا خواهد زدود، و باد کف را خواهد سترد.
اما دریا و ساحل برای همیشه باقی خواهند ماند.